قلی نوشت

رفته نشسته گوشه ی حیاط,خیره شده به در
-:قلی خان! باز که غمبرک زدی که
+:دکتر!تا حالا سونای بخار گرفتی؟
-:خب آره. آدم خفه میشه اونجا. دوس ندارم
+:زندگیم سونای بخاره دکتر...


پ.ن:قلی خان نمیدونه سر کی منت گذاشته که داره ادامه میده

/ 1 نظر / 72 بازدید
آزاده

لوله ی خلاء هم میشه گاها :|