نشانی ها

حالا دیگر دیر است

من نام کوچه های بسیاری را از یاد برده ام دوستان ِ عزیزم
نشانی خانه های بسیاری را هم از یاد برده ام
نامم را حتا
نشانم را حتا
و رنگ روسری ِ هرکسی که آمد و یک تکه از ما را کَند و جلوی ِ سگهای نمی دانم کجا انداخت   
رنگ ِ پیرهن های مردانی را که آمدند و زدند و زخم هایی... جمله همینجا تمام می شود.
فقط بدان ری را! تو نیامدی و باد همه ی رویا ها را با خود برد.
پ.ن: این شعری از سید علی صالحی بود که ازش استفاده کردیم و تغییرش دادیم تا حرف های دلمان را بزنیم

 

/ 0 نظر / 10 بازدید