قلی نوشت


قلی خان نشسته ورودیِ دِهِشون داره زجه می زنه: نوه هام زال دنیا اومدن
میگمش: عزیزم بیا برو تو خونه ت بشین، سفید-مو بودن که زشت نیست که، خودتو نگا چقدر خوشکلی با این موهای سفید. اونام مثه تو می شن
اشکاش یهو سیل شد رو زمین، زیر لب گفت: از همین می ترسم دکتر. از همین می ترسم
/ 0 نظر / 6 بازدید