بیهوده

چند وقتیه که دارم فکر می کنم نوشتن احمقانه ترین کار ممکن تو دنیاست
بی مصرف ترین کار
آشغاله
مثلن وقتی دلت می گیره به جای این که یه کتاب شعر برداری و بخونی، می تونی بری برا خودت یه لیوان آبجو بریزی و آهنگ شهرام شپپره پلی کنی
سگ ِ سگ هم که باشی، تلخ ِ تلخم که باشی... حداقل یه درجه بهتر می شی
هنوز نمی دونم چرا اینکارو نمی کنم...شاید چون آبجو ندارم
هنوز نمی دونم چرا اینکارو می کنم، شاید عقده ی نویسنده بودن دارم.

هیچ کس عاشق دستخطت نخواهد شد

وقتی که

تمام نامه ها الکترونیکی شده اند.

/ 7 نظر / 4 بازدید
روحی

حداقل حداقلش اینه که بودنت و نوشتنت به رفیقات دلگرمی می‌ده :] همیشه باش و بنویس

صبا یی

نوشته هات یعنن هنوز هستی. بودنت هم واسه دوستات ارزشمنده. همونطور که نوشته هات. بنویس پوریا.

فاطمه

منم چندوقته این طوری شدم.تازه وقتی می نویسم اونا حرفای دلم نیستن

آیوت

از وقتی معشوقه ها و معشوق ها ترکمون کردن به نوشتن عادت کردیم ... آپم

شوکا

نوشتن باعث می شه فراموش نکنید که "زنده" هستید، اینطور نیست؟ وجود داشتن به تنهایی مهمه...شاید یه لیوان ابجو حال شما رو بهتر کنه، شاید فراموش کردن شما رو خوشحال تر کنه، اما فراموش شدن چطور؟ شاید هم حق با شما باشه...نوشتن گاهی باعث می شه حس کنم چه آدم ترسویی هستم... نوشتن همراه آبجو چطوره؟! بنویسید، آقا...مطمئن باشید همیشه افرادی هستند که از ته دل دوست دارن به یاد بیارن پوریا پرانا وجود داره. و بله، کسی عاشق دستخط شما نمی شه، اما هر کسی نوشته هاتون رو بخونه، می فهمه حرکت انگشت های شما روی کیبورد چقدر ماهانه و زیباست. حداقل برای من که اینطور بوده.

زینب

آدم با نوشتن سبک می شه و احساس آرامش می کنه یعنی آبجو و شهرام شبپره هم آدمو سبک می کنن؟؟ [سوال]

maryambanu

:) دستخط... راس میگی... اما باور کن همین نامه های الکترونیکی هم یجور دستخط خاص دارن... البته حس کردنیه... نه دیدنی