وقتی فکر می کنی که نوشته هایت بدرد هیچ نمی خورد
ساعت ٤:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٢٧  کلمات کلیدی: مارکز ، صد سال تنهایی

آلفونسو نوشته های پیرمرد را برای ترجمه کردن توی جیبش گذاشت و شبی در خانه دخترانی که از فشار گرسنگی تسلیم مردان می شدند،گم کرد. هنگامی که پیرمرد از موضوع باخبر شد بر خلاف انتظار دعوا به راه نینداخت؛بلکه با خنده اظهار داشت که سرنوشت ِ ادبیات نمی تواند غیر از این باشد.

صد سال تنهایی- گابریل گارسیا مارکز