همه ش ستاره
ساعت ٩:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٧  کلمات کلیدی: پوریا پرانا ، all star

 

من برای کفش هایم عاشقانه ها دارم؛ آنها که در مغازه هِی میخواستند نشان دهند که به پایم می نشینند..من اما روی خوش نشان نمی دادم و میخواستم هرچه زودتر خلاص شوم از عذابِ "انتخاب" کردن. برای کفش هایم نوشتنی ها دارم که به زور و با اکراه خریدمشان اما خیلی زود نشانم دادند که میخواهند برای من همه توانشان را بدهند. خیلی زود نشانم دادند که می توانم دوستشان داشته باشم، بیشتر از خیلی از "موجودات دوپا"-همانگونه که شوپنهاور نام می نهد-

نشانم دادند که تا هرجا از این زندگیِ مشمئز کننده -نه خود زندگی،که زندگی در کنار انسانهای مشمئز کننده- دور شوم با من خواهند ماند.

و وقتی پا به بینهایت جاده بگذارم، میان من و جاده قرار می گیرند تا..."دوری و دوستی"

و من جاده را دوست می دارم...و من کفش هایم را دوست می دارم و تنها عاشقانه ام را امشب برای آنها می نویسم

پ.ن:حالمم خوبه، فقط سرم درد میکنه... احتمالن یکی ثَرِ من داد زده