سید مورچه
ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۳۱  کلمات کلیدی:

Dec 3, 2011  -  Limited

نمی دونم دلیلش چیه!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟
ولی بابام داره به مامانم می گه:
بچه که نداریم، یه مشت مورچه ن، مورچه


 
بی شعور
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۳۱  کلمات کلیدی:

Nov 28, 2011  -  Limited

یه عده هم هستن از جواب ِ سلام واجب تر برایشان
خواندن ِ کتاب " بیشعوری" است


 
وقتی تو رفتی...
ساعت ۳:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۳٠  کلمات کلیدی: وقتی تو رفتی

تو نباید می رفتی

تو که تنهایی را بهتر از هر مترسکی می شناختی

نباید می رفتی

نباید تنهام می گذاشتی...


 
وقتی تو رفتی...
ساعت ۳:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۳٠  کلمات کلیدی: وقتی تو رفتی

تو که از اینجا رفتی، دیگر هیچکس این کنج ِ خراب را انتخاب نکرد...


 
وقتی تو رفتی...
ساعت ۳:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۳٠  کلمات کلیدی: پوریا پرانا ، وقتی تو رفتی

تو که مرا تنها گذاشتی، دیگر هیچکس از رفتن نترسید


 
وقتی تو رفتی...
ساعت ۳:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۳٠  کلمات کلیدی: وقتی تو رفتی ، پوریا پرانا

وقتی تو رفتی همه به خودشان اجازه دادند که بروند


 
وقتی تو رفتی...
ساعت ۳:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۳٠  کلمات کلیدی: وقتی تو رفتی

وقتی تو رفتی...

ماشین کنار ِ جاده ایستاد

اشک ِ من راه افتاد...


 
وقتی تو رفتی...
ساعت ۳:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۳٠  کلمات کلیدی: وقتی تو رفتی

وقتی تو رفتی...

اشک امان ِ مرا بُرید

چسباند به دیوارِ شیشه ای فرودگاه.


 
قانون کسشر ِ نیوتن
ساعت ۱:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۳٠  کلمات کلیدی: قانون نیوتن

یه قانون ِ کسشریَم تو دوران ِ نوجوونی به خوردمون می دادن که: "مطمئن باش همونقدر که تو عاشق ِ اون دختر چشم  مشکیه (که هنوز آشنا نشدید باهم) هستی، اونم عاشق ِ توئه"

خو کو؟

کجا؟

کسکشا چرا با احساسات و باورهای ما بازی کردید؟


 
هیچی درست نمی شه رفیق! همه چی رو به زواله!
ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٩  کلمات کلیدی:

Nov 24, 2011  -  Limited

بعضی وختا هم توهم می زنم فکر می کنم یه نفر پیدا کردم که مثه بقیه عادما نیست
بعد طرف کونشو لخت می کنه می رینه وسط ِ توهمم
بعد به خودم می گم دیوث! واقع بین باش !
دیوث!

(اون دیوث ِ دوم زیر لبیه)

 


 
نیفتم!
ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٩  کلمات کلیدی:

Nov 24, 2011  -  Limited

بعضیا از چشمم که می افتن
محو می شن
دیگه نمی بینمشون
وقتی هم می بینمشون
عنم می گیره

 


 
بابام
ساعت ٢:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٩  کلمات کلیدی: بابام

بابا داره جدول حل می کنه، می پرسه رئیس آکادمی بازاریابی اینترنتی اروپا کیه؟
فک کرده میام تو گودر و فیس بوک، دیگه خدای اینترنت و بازاریابی و اطلاعات و اینام
نمی دونه فقط کسشر می گم و کسشر می شنوم اینجا


 
تو رفتی و...
ساعت ٢:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٩  کلمات کلیدی: پوریا پرانا

ما را بجز خیالت "گایی" دگر نباشد


 
پرانا خسته ست
ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢۳  کلمات کلیدی:

تصور کنید کسیو که تنها رفیقشو از دست داده
تصور کنید کسیو که تنها پل ِ ارتباطی با بقیه ی دوستاش داره می ره
تصور کنید کسیو که از این به بعد نباید به 9 سال خاطره ی مشترک فکر کنه...
چون اون خاطره های خوش مثه شمشیر تو قلبش می ره، مثه ابر بارونیش می کنه...
تصور کنید کسیو که تنهاییش عمیق تر شده...
تصورم کنید
تصورم کنید....

 


 
اولین بعد از رفتن...
ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٢  کلمات کلیدی: پوریا پرانا

قراره یه مُشت نوت ِ قدیمی و جدید رو اینجا منتشر کنم...

هر روز یه ژانر( که شامل چنتا نوت در مورد ِ یک ژانر واحد) و یا یک نوت رو کار می کنم

البته اینکارو از جمعه 91/02/29 شروع می کنم...

درگیر ِ رفتن ِ صمیمی ترین دوستم هستم... رفتنی که هیچ بازگشتی ندارد... غمگینه! خیلی غمگینه! ولی من باید بخندم، باید لبخند بزنم توی اون لحظه ی هشت پایی درد ِ خداحافظی.

همین


 
هرگز از مرگ نهراسیده ام فقط...
ساعت ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱٥  کلمات کلیدی: هرگز از مرگ نهراسیده ام ، طنز ، ترس ، جهان آخرت

از این می ترسم وقتی بمیرم هم حقیقتو نفهمم

 

از این می ترسم وقتی بمیرم هم طعم آزادی رو نچشم

 

از این می ترسم وقتی بمیرم، خدا هم حرفمو نفهمه

 

از این می ترسم وقتی بمیرم، حرف خدا رو هم نفهمم
به یه زبون ِ بومی ِ آفریقایی حرف بزنه مثلن

 

از این می ترسم وقتی بمیرم، بفهمم من مخلوق یه خدای دیگه بودم، اشتباهی اومدم اینجا

 

از این می ترسم وقتی بمیرم بفهمم که من خودم خدای یه دنیای دیگه ام، کودتا کردن، بگام دادن


 
اختلاف
ساعت ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۳٠  کلمات کلیدی:

دارم "بی تو به سر نمی شود- شجریان" گوش می دم
یه ماشین از پشت پنجره ی اتاقم رد شده:
دوپس دوپس و...
مسافرین محترم هم :
جیـــــــــــــــــــــــــــــــغ!

بعد می گن اختلاف طبقاتی نداریم
بخدا من یکی که خیلی تهی دستم


 
سه ایکس در فضا
ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢٥  کلمات کلیدی:

ساعت 00:00

الان تو فضام
این کسکشا چرا عوض ِ سلام کردن به آدم تف می کنن؟

͏

͏

͏

͏

 

ساعت 00:32

الان تو فضام

مخ ِ یه شیش چشم رو زدم آوردمش خونه خالی

͏

͏

͏

͏

 

ساعت00:45

الان تو فضام
این دافای فضایی چرا دوتا ک.ُس ِ بدون سوراخ دارن؟

͏

͏

͏

͏

ساعت 00:50

الان تو فضام

بقرعان شوعرش رسید

͏

͏

͏

͏

ساعت 00:51

الان تو فضام کسکش 8 تا پا داره
چقد سریع میدوه
آخخخخخخخخخخخخخخ
گرفتم
گرفت
گرفت منو

͏

͏

͏

͏

ساعتو نمی دونم

یا ابرفرز!
الان تو فضام
یارو 6 تا کیر داره
فک کنم ببینمتون دیگه
حلال کنین
خدافظ


 
دختر ایده عال عن
ساعت ٦:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱۸  کلمات کلیدی:

اصن همون بهتر که داستان ِ کوتاه بود
دختره ی عن

 
دختر ایده عال آخر
ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱۸  کلمات کلیدی:

بعد من هی بش فُش می دادم که لباسم بو سیگار گرفته وُ هی قدم می زدم
بعد دهنمو که بو کردم، بو سیگار می داد، چار تا فُش ِ کش دارم بش می دادم

 
← صفحه بعد